تبليغاتX
از ریشه تا همیشه - من دوست نمی خواهم
خدایم، خاکم ، هم خدا وهم خاکم

من گریه نخواهم کرد           من اشک نخواهم ریخت

من خسته نخواهم شد،افسرده نخواهم شد

فریادزنم ،فریاد:

این گونه خزانم را،درعشق نهان کردم

من دردجدابودن ،برگورعیان کردم

افسوس نخواهم خورد،افسانه نمی بافم

برشانه هر بادی ،کاشانه نمی سازم

من زشت نمی گویم ، برچهره معشوقم

او خوب و وفادار است ، من خسته و رنجورم

امروزچنان دیروز       افسوس نخواهم خورد

من یاد گرفتم عشق ، بیگانه نمی داند

لیکن به دل شادم    سرمشق کنم امروز

دنیای خودم گرم است

من دوست نمی خواهم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 18:44  توسط یامین |